خرید بک لینک
 نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهینه بر مژگان من اشکی نه بر لب های من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامینه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعیندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی به

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

این بار سرمست آمدم تا جام و ساغر بشکنمساقی و مطرب هر دو را من کاسه ی سر بشکنم از کف عصا گر بفکنم فرعون را عاجز کنمگر تیشه بر دستم فتد بت های آزر بشکنم امروز سرمست آمدم تا دیر را ویران کنمگرز فریدونی کشم ضحاک را سر بشکنم گر کژ به سویم ب

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

تو بودی و من و باران و عشق درهم بودهوا پر از عطش و اشتیاق مبرم بود برای قلب غریبم هجوم خواستنتعجیب تر ز حکایات سخت مبهم بود خودت به خلوت این زن قدم گذاشته ایاگر چه این زن تنها برای تو کم بود برو سوار بر اسب مراد خویش بتازبزرگتر شدنت آر

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

  زمستان برف میپوشد لباسش سردِ تکراریستاگر هم مژدهی فصل بهار آورده تکراریست همآغوشند و میزایند و میمیرند و میزایند که این بستر پر از تکرار زن یا مردِ تکراریست جنین! پیش از به دنیا آمدن بهتر که برگردینیا سرگیجه میگیری زمی

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم   باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم   تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم   هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا تا

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

زندگی شد من و یک سلسله ناکامی ها مستم از ساغر خون جگر آشامی ها  بسکه با شاهد ناکامیم الفت ها رفت شادکامم دگر از الفت ناکامی ها  بخت برگشتهی ما خیره سری آغازید تا چه بازد دگرم تیره سرانجامی ها  دیر جوشی تو در بوتهی هجرانم سوخت ساختم ا

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها راکه تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را بخوان! با لهجهات حسّی عجیب و مشترک دارمفضا را یکنفس پُر کن به هم نگذار لبها را به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها ر

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:26

چه آتشی ؟ که بر آنم بدون بیم گناهتــــورا بغل کنـــم و ... لا اله الا الله... ! به حق مجسمه ای از قیامت است تنتبهشـت بهتــر من ای جهنم دلخواه چه جای معجزه ؟ کافی ست ادعا بکنیکــه شهر پـر شود از بانگ یا رسول الله اگـر چــه روز, هــمه زاهـدنـد امـا شبچه اشک ها که به یاد تو می رود در چاه میان این همه شیطان تو چیستی که شبیهزار دین به فنا داده ای به نیم نگاه اگرچه حافظ و سعدی م

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:00

 ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شددل رمیده ما را انیس و مونس شدنگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد...

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:00

  دل از من بردی ای دلبر، به فن آهسته آهستهتهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته کشی جان را به نزد خود ز تابی کافکنی در دلبسان آنکه میتابد رسن آهسته آهسته ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردمربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته چو عشقت دردلم جا کرد و شهر دل گرفت از منمرا آزاد ک

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:48

                                                         &nb

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:48

صفحه بندی